انجمن مارکسیست های ایران

این سایت از حیطه پیام نور خارج شد. و برای ترویج اعتقادات واقعی مارکس و افزودن اعتقادات جدید به آن ادامه فعالیت میکند

صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

منوی کاربری

خوش آمديد ميهمان

عضو شويد
ارسال کلمه عبور
تبلیغات


لطفا با صداقت انتخاب کنید

کدام یک را بزرگترین اقتصاد دان تاریخ میدانید؟

آدام اسمیت
دکتر فرانسوا کنه
جان استیوارت میل
کارل مارکس
ریکاردو
جان مینارد کینز
اشمولر
میلتون فریدمن
سیمون کوزنتس
آلفرد مارشال

آمار و اطلاعات

نويسندگان و مدیران :
مدیر کل سایت
saman amiry
آمار مطالب :
کل مطالب : 91
کل نظرات :  86
آمار کاربران :
اعضای آنلاین : 0
میهمان های آنلاین :  2
اعضا سایت :  199
آمار بازدید ها :
بازدید امروز :  79 نفر
بازدید دیروز :  130 نفر
بازدید هفته :  487 نفر
بازدید ماه :  4212 نفر
بازدید سال :  7196 نفر
بازدید کل :  64793 نفر
 
سایت توسط CMS و سرورهای قدرتمند  وی سی پی  میزبانی و پشتیبانی می شود
مطالب عمومی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال23/11/1390 - 15:31:3

با توجه به اطلاعیه سازمان سنجش کشور در مورد تاریخ برگزاری آزمون سراسری کارشناسی ارشد ناپیوسته سال 1391 آزمون رشته علوم اقتصادی روز جمعه 1390/11/28 ساعت 8 صبح برگزار خواهد شد.

محل برگزاری آزمون رشته علوم اقتصادی در کرمانشاه دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی واقع در بزرگراه امام خمینی (ره) خواهد بود


سلام بچه ها...

با راه اندازی دوباره انجمن علمی اقتصاد پیام نور کرمانشاه فعالیت های سایت به زودی با عنوان انجمن علمی اقتصاد پیام نور کرمانشاه بعد از دو سال آغاز میشود که مطمعنا سایت پیشرفت های چشمگیری خواهد داشت... امیدوارم با ارتقاع سطح علمی بچه های اقتصاد بخصوص پیام نور کرمانشاه همراه باشه...


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال7/11/1390 - 13:22:58

 الهام اكبري: سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه از بهره‌برداری از 59 واحد صنعتی و 19 واحد معدنی در استان طي 9 ماه سال‌جاری خبر داد.
 دنیای اقتصاد

برو به ادامه...


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال7/11/1390 - 13:20:33

داد و ستد های امروز بازار آتی با وجود اینکه قیمت های جهانی افزایشی بود اما بدلیل اجازه ندادن به حضور خریدار با کاهش قیمت ها دنبال شد. مبادلات سکه در بازار امروز دوباره با روند کاهشی روز گذشته دنبال شد و این در حالی است که بازار های جهانی رشد نزدیک $50 در هر اونس را داشتند.(6/11/1390)

برو به ادامه...


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال25/9/1390 - 23:58:45

دریافت جایزه صلح نوبل ِ سال ۲۰۰۹، حتی خود رئیس جمهور آمریکا را حیرت زده کرد. ما به تنیده کردن های قضایا عادت داریم، اما ایدهٔ اینکه رئیس جمهور مقتدرترین قدرت امپریالیستی در کره ارض، سزوار دریافت جایزه صلح نوبل شود، آنهم فقط پس از ۱۱* روز در سمت ریاست جمهوری، که هنوز هیچ کاری انجام نداده، ما را به یاد داستان ۱۹۸۴ جرج اوول میاندازد که در آن جمله ائی بی‌ معنی‌‌ بر در ساختمان وزارت حقیقت، حک شده بود،

جنگ صلح است

راجع به این جایزه نیز می‌توان همین را گفت. ایالات متحده آمریکا در بیش از ۱۰۰ کشور مختلف جهان، دارای پایگاه نظامیست. کنترل۶۴/۸ درصد بازار اسلحه جهانی‌ را در دست دارد، به “جنگهای داخلی‌” آفریقا و نیز به سایر دست نشاندگان خود در سرتاسر جهان اسلحه صادر میکند.

اوباما چه چیزی را به ما قول داده؟

او قصد دارد که بودجه نظامی را افزایش دهد و نیروی بیشتری را به افغانستان اعزام کند. آری جنگ صلح است

برای اکثریت شهروندان آمریکایی، همانند داستان ۱۹۸۴ جرج اوول ، همه اینها در حاشیه امپراطوری اتفاق می‌افتاد. بطوریکه، هواپیماهای بدون خلبان آمریکائی که به طور منظم به قتل روستائیان پشتون زبان در افغانستان و پاکستان مشغولند، از راه دور، در پایگاهای نظامی بیرون از شهر لاس و گاس، کنترل میشوند.

همانند بازی‌های کامپیوتری جوانان، که پی آمد های انسانی بازی در آن غایب است، اینجا هم مجروحین و کشته شدگان هزاران مایل به دور و عاجز و ناتوان از مقاومت و مقابله هستند.

این جنگ، جنگ ترور است نه بر علیه ترور. تنها مطلبی که اوباما گفته است اینست که او از “نیروی نرم” استفاده خواهد کرد، به این دلیل که سیاست‌های “یکسویه” رژیم بوش متکبر باعث شکست منافع آمریکا شده است. این سیاست ِ صلح نیست، بر عکس سیاست هوشمندانه امپریالیستیست. با این وصف، شعار ” خروج نیرو‌های نظامی از افغانستان” هرچند هم با نیت خوب داده شود اما با اهداف اشاعه جنگ در سایر نقاط، همخوانی دارد. در این نظام ما شاهد بروز جنگهای بیشتری در سایر مناطق خواهیم بود. ترکیدن حباب‌های سوداگری‌های بازار جهانی‌، باعث تنش‌های اقتصادی در گوشه و کنار جهان شده و این امر از همه جا بیشتر، در آمریکا احساس میشود.

از سال ۱۹۷۱، آمریکا با چاپ بی پشتوانه دلار، برای گردش در سایر کشورها، همه دنیا را مجبور ساخته که تاوان بحران اقتصادی او را بدهند. تا سال ۱۹۹۲، ۹۲ درصد معاملات جهانی‌ با استفاده از دلار انجام میگرفت، امروز این رقم به ۴۰ درصد تنزل پیدا کرده است. روسیه، چین، ژاپن، ونزوئلا، ایران و کشورهای خلیج در حال بر رسی استفاده از ارز غیر دلار هستند.

آمریکا قادر نیست به راحتی‌ با این موضوع کنار بیاید، و مهمتر اینکه باید مطمئن شود که کنترل کالای کلیدی را در دست دارد و با نیروی پیشرونده روسیه و چین مقابله کند.

جهان با جنگهای بیشتری ربروست، در مورد دادن جایزه صلح نوبل به اوباما ما صرفا میتوانیم گفته ملکم ایکس را در ارتباط با مارتین لوتر کینگ تکرار کنیم

جایزه را او برد و مشکلات را ما 

و آن مشکل، ادامه وجود سرمایه‌ داری…..

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* تعیین لیست جایزه نوبل در اول فوریه بسته شد، اوباما روز بیستم ژانویه سوگند ریاست جمهوری را انجام داد.


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال25/9/1390 - 23:47:00

ریاضت اقتصادی در بریتانیا - طبقه کارگر هنوز با بزرگترین حملات روبروست

http://www.leftcom.org/files/images/2010-09-15-public-services.jpg

بحران و مبارزه طبقآتی

ریاضت اقتصادی در بریتانیا

طبقه کارگر هنوز با بزرگترین حملات روبروست

در حالیکه کامرون و اوزبورن ورد و دعای سحر آمیز بازار را مبنی بر ضرورت “کاهش کسری بودجه” مدام میخوانند و محل فرود آمدن تبر و تیشه را انتخاب میکنند، طبقه کارگر، همانند کسی که، به جرم مرتکب نشده در ندامتگاه ایالتی زندانی شده باشد، برای مجازات بیشتر به انتظار نشسته است. بعد از انتخابات عمومی در ماه مه ، بیدرنگ، واسطه گری و دلالی، به ائتلاف محافظه کاران و لیبرال دمکرات ها واگذار شد، کامرون و اوزبورن برای “مطمئن کردن بازار” به سرعت اعلام کردند که مبلغ ۶/۲ میلیارد پوند را از طریق “راندمان و بازدهی” صرفه جویی خواهند کرد. این خبر، برای کارگرانی که شغل شان بلافاصله در معرض خطر است و یا اینکه مزایای دولتیشان تحت موشکافی قرار گرفته، آنقدرها هم اطمینان بخش نبود اما باعث خشنودی موقت بازار شد و رتبه بندی اعتباری بنگاه بریتانیا محفوظ ماند. دولت برای نشان دادن این موضوع که، کاهش هزینه ها و اعتبارات عمومي برای همه یکسان خواهد بود، اعلام کرد که سن بازنشستگی برای مردان تا سال ۲۰۱۶ و برای زنان تا سال ۲۰۲۰ به ۶۶ سال افزایش خواهد یافت. ( زمانیکه بازنشستگی جزئی و ناچیز فعلی حتی ارزش فکر کردن را نخواهد داشت). در این اثنا، کامرون صریحا ً اعلام کردکه تازه این اول تاب دادن تبر بوده و کاهش های شدیدتر و سخت تر ، در بودجه اضطراری سالانه آینده منظور خواهد شد، که منظور هم شد.


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال16/8/1390 - 23:52:43

سلام به همه . سعی دارم تو این مطلب همه کسانی رو که ادعای لیبرالیسمسشون گوش جهان رو کر کرده به چالش بکشم و مستقیما به تحدی بخونم . قصد جسارتی نیست اما لیبرالیسم باید پاسخ بده که تا ابد ناتوان خواهد بود. اما باز هم این شبهات رو مطرح میکنیم و از همه سرمایه گراها خواستار پاسخی منطقی خواهیم بود...

به ادامه مطلب برین ...


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال11/8/1390 - 21:34:27

 

مارکسیسم یا ایده آلیسم – تفاوت های ما با جریان کمونیست بین المللی (ج ک ب)

کمونیست چپ دارای سابقه ای طولانی و شرافتمندانه در مبارزه با تمامی اشکال سرمایه داری و همچنین مبارزه بر علیه تحریف سوسیالیسم توسط هر دو حزب سوسیال دموکراتها و استالینیستهاست. جریان ما، همانطور که بخش تاریخی این مقاله در زیر نشان می دهد، میتواند ادعا کند که طولانی ترین سابقه در کمونیست چپ را داراست. این به خودی خود، از آنجایی که ما به آینده نظر داریم نه به گذشته، نمیتواند ادعای هیچ فضیلتی باشد. اما گاهی اوقات، در پلمیک های غلط و حملات متعصبانه دیگران، ما باید به دفاع از آن گذشته بپردازیم. این مقاله در ژانویه ۲۰۱۱ توسط رفقای ما از گروه Gruppe Internationaler Sozialistinnen ، بخش آلمان گرایش کمونیست انترناسیونالیستی، پس از یک حادثه ناگوار در آلمان در ارتباط با (ج ک ب) که نشان میداد که آنها کماکان نگرش فرقه ای خود را نسبت به بقیه کمونیست چپ حفظ کرده اند، نوشته شده است. — سند از رفقای آلمانی ما از گروه Gruppe Internationaler Sozialistinnenمواضع کمونیست چپ, بندرت در این بخش از جهان شناخته شده است. اغلب از ما خواسته میشود که دقیقا بیان کنیم که چه تفاوت هائی، ما را از (ج ک ب) ، که ادعا می کند در سنت کمونیست چپ ایستاده، جدا میکند. پس از بررسی های طولانی، ما تصمیم گرفتیم که خلاصه مهمترین تفاوت هایمان را شرح دهیم. از آنجائیکه واگرائی ما با (ج ک ب) واقعا جامع اند، ما تلاش کرده ایم که تا حد ممکن با نگاهی اجمالی آنها را بیان کنیم و مباحثی را انتخاب کنیم که از اهمیت فوری برای فعالیت انقلابیون، برخوردار باشند. ممکن است در نظر برخی، این ها خرده ایرادگیری های معمول بین گروههای انقلابی تلقی شود. اما چنین نگرشی، نیاز به بحث را بی اهمیت جلوه میدهد. بدون پرداختن به بحث های صریح و روشن مواضع سیاسی، توسعه یک برنامه قابل اجرا، برای سرنگونی نظام سرمایه داری، ممکن نخواهد بود. متاسفانه، متن زیر در یک پس زمینه از حاد تر شدن گرایش فرقه ایی (ج ک ب) ، بیان شده است که گاهی اوقات خود را در هیستری باز  و استفاده از روشهای سوال برانگیز در برابر سازمان ما بیان میکند . این ما را مجبور کرده که احتیاط قبلی خود راجع به آنها را کنار بگذاریم. آشکارا (ج ک ب) بر این عقیده است که با استفاده از عدم آگاهی گسترده در مورد سابقه کمونیست چپ و طبقه کارگر انقلابی، می تواند با تحریف مواضع ما  و دست یازیدن به اظهارات کج و معوج به دروغ گویی بپردازد. چنین سیاستی از طرف یک سازمان ظاهرا انقلابی، نه تنها نخ نماست، بلکه بر روی شن و ماسه بنا شده است. دروغ گویی، آنها را به جایی نخواهد رساند، انتقام تاریخ، گاهی اوقات از داستان های ترسناک ” آگاه بر همه چیز ِ” مرکزیت پاریس، سخت تر است

 

منبع صفحه: وبسایت بین المللی: www.leftcom.org/sv/node/7325

به ادامه مطلب برین...


اقتصاد دانان | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال1/8/1390 - 01:08:20

این روزها، به‌مناسبت بحران دامنه‌داری که سرمایه‌ی مالی به‌وجود آورده و شکست الگوی نولیبرالی در تحقق بهشتی که وعده‌ی ایجاد آن را داده بود، باز نگاه بسیاری از غیرمارکسیست‌ها به سوی مارکس برگشته است. بحران اقتصاد جهانی و رنج‌ها و محرومیت‌هایی که به توده‌ی مردم تحمیل می‌کند

که قربانیان نهایی آن هستند، تأیید انکارناپذیر تحلیلی است که این اندیشمند بزرگ یک‌صد و پنجاه سال پیش از نظام سرمایه‌داری و سرنوشت تاریخی آن به عمل آورده است. در این میان، برخی هم بازگشت مجدد به کینز و الگوی کینزی را راه رهایی از دشواری‌های کنونی می‌دانند. اینان فراموش می‌کنند که در دوره‌ی طولانی پس از جنگ تا اوایل دهه‌ی هفتاد، نظریه‌های کینز بر اقتصاد سرمایه‌داری حاکمیت بلامعارض داشت و اگر لیبرالیسم نو، جایگزین الگوی کینزی شد، دقیقاً به‌علت شکست الگوی کینز و بحرانی‌شدن اقتصاد سرمایه‌داری از سه / چهار دهه پیش بود، زیرا تجربه و عمل اقتصادی از اواخر دهه‌ی 1960 به بعد به‌خوبی نشان داده بود که راه‌حل‌های کینزی دیگر کارآیی و اثربخشی ندارد و دلیل خداحافظی نظام سرمایه‌داری با کینز و غلبه‌ی الگوی منسوخ نولیبرالی هم همین بود.

سرمایه‌داری، به‌ویژه طی این 150 ساله‌ی اخیر، بنا به سرشت خود، بحران از پی بحران به‌وجود آورده و تفکر اقتصادی بورژوایی پس از ریکاردو هم، به‌دلیل ماهیت توجیه‌گر خود، پیوسته به موازات این بحران‌ها «انقلاب» از پی «انقلاب» ساخته و تحویل داده است و هر بار که هر یک از این مکتب‌های «انقلابی» جدید، پس از یک دوره‌ی مجدد غارت و عوام‌فریبی، از نو به بن‌بست رسیده و اوضاع بار دیگر بحرانی شده، «انقلاب» تازه‌ای کرده است. اما چون همه‌ی این تلاش‌ها به قصد توجیه منافع سرمایه و طفره‌رفتن از افشای ریشه‌ی دشواری‌ها، و خودداری از برخورد علمی با تضادهای این نظام صورت گرفته نتوانسته است بشریت را از دور باطلی که نتیجه‌ی ذاتی انباشت رقابتی سرمایه است، بیرون آورد.
ابتدا در سال‌های هفتاد قرن نوزدهم، زمانی که تفکر اقتصادی بورژوایی درصدد انکار نظریه‌ی ارزش ـ کار و ارزش ذاتی کالاها برآمد، انقلاب مارژینالیستی را داشتیم. وقتی پس از چند دهه تجربه و عمل اقتصادی، با بحران 1929 معلوم شد مفروضات و نتیجه‌گیری‌های مارژینالیست‌ها غیرواقعی است و رقابت کامل و تابع‌های تولید و تعادل دینامیک حرف مفت بوده است، آن‌گاه انقلاب ضدمارژینالیستی و «انقلاب» کینز روی داد. چند دهه بعد، وقتی در سال‌های دهه‌ی هفتاد قرن بیستم کم‌کم معلوم شد آن شرایط و بستری هم که راه‌حل‌های کینز بر روی آن عمل می‌کرد موقتی بوده و سیاست‌های کینزی دیگر جواب نمی‌دهد. با «انقلاب» نولیبرالی یا الگوی امریکایی مواجه شدیم. و امروز که با آخرین بحران اقتصادی این نظام تا این تاریخ روبرو هستیم. و توهمات تولیبرالی هم بی‌اعتبار شده است، لابد باید منتظر «انقلاب» دیگری برای حفظ و ادامه‌ی سلطه‌ی سرمایه باشیم، نه دگرگون ساختن آن.
اما پیش از ورود به بحث‌های تفصیلی و مسایل مشخص اقتصادی باید بگویم مقایسه‌ی کینز با مارکس، مقایسه‌‌ی تمامیت این دو با یکدیگر، مقایسه‌ای درست نیست. کسی که مارکس را آن‌گونه که حق مارکس است بشناسد، او را با کینز مقایسه نمی‌کند ـ کینز فقط اقتصاددانی است در محدوده‌ی چاره‌اندیشی برای نجات سرمایه‌داری از بحران و سقوط. مارکس اندیشمند و انسان بزرگی است که غم و غبطه‌ی «تباهی دهر» را دارد، و چشم‌انداز او نگرانی از سرنوشت و آینده‌ی انسان است؛ و تحلیل سمت حرکت سرمایه‌داری و آینده‌ی آن هم در اندشه‌ی مارکس، یکی از گوشه‌های چشم‌انداز کلی‌تر و فراگیر او است که فقط در همین گوشه، کینز هم با نگرشی متفاوت حضور دارد. بنابراین مقایسه‌ی مارکس با کینز فقط در قسمت نظرات این دو درباره‌ی نظام سرمایه‌داری و چگونگی حرکت و تحول آن است. مارکس، به تکامل جامعه‌ی انسانی و قوانین آن، به از خود بیگانگی انسان و آینده‌ی او، به فلاسفه‌ی گذشته و توهمات بسیاری از آن‌ها، به گذشته‌ و حال و آینده می‌اندیشد و نگران «انسان» است. کینز با چنین دنیای فکری‌ای بیگانه است. او در محدوده‌ی نظام سرمایه‌داری و از آن‌هم محدودتر، در محدوده‌ی سیاست‌های پولی و مالی برای حفظ این نظام اندیشه و زندگی کرده است. کینز از شخصیت‌های درون نظام سرمایه‌داری است، مارکس شخصیتی ورای این یا آن نظام است. تفکر کینز تفکری است محاط در نظام سرمایه‌داری، تفکر مارکس اندیشه‌ای است محیط بر جامعه‌ی انسانی و تاریخ و تکامل آن. بنابراین آن‌چه موردنظر است منحصراً مقایسه‌ی نظرات این دو در زمینه‌ی دینامیسم نظام سرمایه‌داری است. صاحب‌نظران متعددی دیدگاه‌های مارکس و کینز را در این‌باره با هم مقایسه کرده‌اند که یکی از برجسته‌ترین آن‌ها، اقتصاددان فقید، پل ماتیک است که کتابی زیر عنوان مارکس و کینز ـ حدود کارآیی اقتصاد مختلط ـ دارد. آنچه در ادامه می‌خوانید طرح کلی مقایسه‌ای است که پل ماتیک در این زمینه به عمل آورده است

اقتصاد دانان | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال1/8/1390 - 00:51:15

فریدریش انگلس (به آلمانی: Friedrich Engels) (زادهٔ ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ در ووپرتال - درگذشتهٔ ۵ اوت ۱۸۹۵ در لندن) فیلسوف و انقلابی کمونیست آلمانی و نزدیک‌ترین هم‌کار کارل مارکس بود که به همراه او «مانیفست کمونیست» و آثار تئوریک دیگری را نوشت. آثار تئوریک او و کارل مارکس را اولین آثار تئوری کمونیستی می‌دانند.

برو به ادامه....


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال20/7/1390 - 00:02:39

 آکادمی سلطنتی علوم سوئد اسامی برندگان نوبل اقتصاد سال 2011 را اعلام کرد. بر اساس اعلام این آکادمی، توماس سارجنت و کریستوفر سیمز، دو اقتصاددان آمریکایی، به طور مشترک برنده جایزه نوبل سال ۲۰۱۱ در رشته اقتصاد شده‌اند.
علت اهدای این جایزه به این دو استاد دانشگاه، تحقیقاتی که توسط آنها انجام شد، اعلام شده است که روشنگر رابطه علت و معلولی بین اقتصاد و ابزارهای سیاستگذاری چون نرخ بهره و هزینه‌های دولت بوده است.

برو به ادامه مطلب...


مطالب اقتصادی | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال19/7/1390 - 23:57:12

سلام ...

شاید جالب ترین موضوعی که یک علاقه مند به هر رشته ای رو به خودش جذب کنه بزرگانی باشه که به طور شاخص در اون رشته شناخته میشن. در اقتصاد برای مثال ساموئلسون و آدام اسمیت و میل و مارکس و کینز و ...

اما میدونیم که جایزه نوبل هم که به وجود اومد این مبحث رو جالبتر کرد. و در این قسمت اسامی تمامی برندگان نوبل اقتصاد از  1969 تا 2011 رو براتون جمع آوری کردم. میتونید به ادامه مطلب برید که البته عضویت در وبسایت لازمه.


ماركسيسم، نظريه‌اي در باب چگونگي تحول زندگي اجتماعي – تاريخي انسان و قانونهاي حاكم بر آن، كه پايه‌گذاران آن كارل ماركس (1818-83) فيلسوف، اقتصاددان و جامعه‌شناس آلماني و فريدريش انگلس (1825-95) يار و همفكر نزديك او هستند. ولي به معناي وسيع كلمه، ماركسيسم يك مكتب فلسفي – سياسي‌ست كه شاگردان روسي ماركس و انگلس، بويژه پلخانف و لنين، در پر كردن خلاءهاي آن و قالب‌گيري آن به صورت يك دستگاه جامع نظري – شامل بحث مابعدالطبيعه، فسلفه‌ي تاريخ، جامعه‌شناسي، اقتصاد و انجام‌‌شناسي تاريخي – نقش بزرگي داشته‌اند، چنانكه جدا كردن آراء آنها از آراء اصلي ماركس كاري دشوار است؛

برو به ادامه مطلب...


اقتصاد دانان | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال31/6/1390 - 22:49:59

منبع:http://philosophers.atspace.com/p_marx.htm

مولف:( بهرام محیی - دویچه وله )کارل مارکس

در بررسی موضوع عدالت، نگاهی گذرا به آرای کارل مارکس (Karl Marx) از متفکران جنبش سوسياليستی سده­ی نوزدهم می­افکنيم. کارل مارکس در آغاز ملهم از فلسفه­ی روشنگری اروپا و انديشه­ی اعتقاد به پيشرفت در آن و بويژه ايده­های راديکال ـ دمکراتيک انقلاب فرانسه بود. وی در مکتب هگل فلسفه آموخت و جزو جناح چپ پيروان او بود. بعدها با حفظ هسته­ی ديالکتيکی فلسفه­ی هگل، از ديدگاهی ماترياليستی به نقد ايده­آليسم آن پرداخت.

برین به ادامه مطلب ...


اقتصاد دانان | نویسندهsaman amiry | تاریخ ارسال30/6/1390 - 03:59:50

مارشال، پایه‌گذار مکتب کمبریج و مهمترین نماینده صلاحیت‌دار مکتب لیبرال است. 

مارشال پسر یک کارمند بانک بود، که به‌سال 1842 در لندن متولد شد. ابتدا به‌فکر اینکه وارد کلیسای انگلیس شود، شروع به خواندن دروس قدیمه (الهیّات) کرد؛ ولی بعد به تحصیل ریاضیات پرداخت و از دانشکده کمبریج با درجه ممتاز فارغ‌التحصیل شد.
  
  
 سریع برو به ادامه مطلب